ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

25

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از رفتن جاولى از موصل ، بدان شهر رسيده و در جانب شرقى شهر فرود آمد . و چون هيچكس به او التفاتى نكرد و هيچ سلام و پيامى برايش نفرستاد ، طى بقيهء مدت روز به جايگاه خود بازگشت . قلج ارسلان وقتى به نصيبين رسيد در آنجا ماند تا تعداد افرادش زياد شد و چون جاولى خبر نزديك شدن او را شنيد از موصل به سنجار رفت و در آنجا رحل اقامت افكند . امير ايلغازى بن ارتق و گروهى از قشون جكرمش نيز به دو پيوستند چنان كه چهار هزار سوار به اختيار وى درآمدند . درين وقت نامهء ملك رضوان به وى رسيد كه او را به شام فراخوانده و نوشته بود كه اهالى شام ياراى مقابله با فرنگيان را ندارند . لذا جاولى به سوى رحبه [ ( 1 ) ] حركت كرد . اهالى موصل و قشون جكرمش به قلج ارسلان كه در نصيبين بود نامه نوشتند و به او گرائيدند و او را سوگند دادند كه به يارى آنان بكوشد . او نيز سوگند خورد . آنگاه اهالى موصل را به نوبهء خود سوگند داد كه از نيكخواهى و فرمانبردارى وى كوتاهى نكنند . سپس همراه آنان به سوى موصل رفت و روز بيست و پنجم رجب در معرقه فرود آمد و زمام امور شهر را بدست گرفت . پسر جكرمش و يارانش به استقبال او رفتند . او هم خلعت‌هائى به آنان داد و بر تخت نشست و در خطبه نام سلطان محمد را انداخت و پس از خليفه بنام خود خطبه خواند . سپاهيان را مورد نوازش قرار داد . قلعه را از غزغلى ، غلام

--> [ ( 1 ) ] - رحبه ناحيه‌اى است در شام ( لغتنامه دهخدا )